الشيخ السبحاني
121
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)
اين كه بگويند : هر معلولى علت مىخواهد ، گفتهاند : هر « موجودى » علت مىخواهد و نيز به جاى اين كه بگويند : هر « آفريده و پديدهاى » ( يعنى چيزهايى كه نبوده و پديد آمده و آفريده شده است ) آفريدگار و پديد آورنده مىخواهد ، گفتهاند : « هر چيزى » آفريدگار و پديدآورنده مىخواهد و نتيجه گرفتهاند كه پس آفريدگار و پديدآورنده و علت خدا چيست ؟ پاسخ ايشان يك جمله است و آن اين كه : هيچ كس نگفته هر موجودى و هر چيزى آفريدگار مىخواهد تا شما بگوييد خدا هم يكى از موجودات و چيزهاست پس آفريدگار او كيست ؟ بلكه گفتهاند هر آفريدهاى آفريدگار مىخواهد و روشن است كه خدا آفريده نيست تا به حكم اين قانون آفريدگار بخواهد . علل و معلولات نامتناهى باطل است برخى تصور مىكنند كه جهان آفرينش از يك رشته علتها و معلولهاى بههم پيوسته به وجود آمده و هر چه اين علل و معلولات را تعقيب كنيم هرگز به موجودى نمىرسيم كه علت باشد ، نه معلول ؛ و وجود او از خود او باشد ، نه از جاى ديگر ، و جهان آفرينش جز يك رشته علل و معلولات نامتناهى چيزى نيست . اين افراد بايد بدانند كه تجزيه و تحليل جهان آفرينش از اين راه ، همان « تسلسل » علت و معلول است كه دانشمندان الهى براى ابطال آن دليلهاى فراوانى ذكركردهاند كه يكى از آنها را از نظر شما مىگذرانيم و در خواست مىكنيم كه در اين بحث دقت بيشترى فرماييد . فرض كنيد رشتهاى از علت و معلول به صورت نامتناهى در برابر ما قرار گرفته است كه هر چه چشم به آن مىنگرد جز معلول و علت چيزى نمىبيند و هر جزئى از اجزاى آن رشته در عين اين كه معلول علت پيشين است ، خود ، علت جزء بعدى است .